چند شب پيش وبلاگ نويس هاي شيرازي براي دومين بار دور هم جمع شديم و گ�تگو هايي صورت گر�ت ، اين بار چندين ن�ر� ديگه به اين جمع پيوستن :
وبلاگ اÙ�سانه ØŒ كه تازه مي نويسه Ùˆ همون شب اتÙ�اق جالبي اÙ�تاد كه من Ùˆ ژيمل خيلي خنديديم ØŒ قضيه از اين قرار بود كه يك ماشيني كنارÙ� خيابون پارك كرده بود Ùˆ چراغ داخل ماشين رو روشن گذاشته بود Ùˆ كسي تويÙ� ماشين نبود ØŒ ما Ú¯Ù�تيم عجب Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بودهÙ� چراغÙ� ماشين رو روشن گذاشته Ùˆ رÙ�ته ØŒ يك آن پشت سرم رو نگاه كردم ديدم يكي ايستاده Ùˆ ما رو داره Ú†Ù¾ Ú†Ù¾ نگاه مي كنه ØŒ خلاصه من كه ديگه از خودم وا رÙ�ته بودم ØŒ داشتم از خنده مي مردم Ùˆ اين آقاهه هم داشت ما رو بر Ùˆ بر نگاه مي كرد ديگه ما Ù�رار رو بر قرار ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯ÙŠÙ… ØŒ يك پا داشتيم يك پايÙ� ديگه هم قرض كرديم Ùˆ رÙ�تيم سوارÙ� ماشين شديم :)) تا 1 ساعت بعد همين جور داشتيم مي خنديديم . وبلاگ Ù�رشته نجات ØŒ وبلاگ خنيا گر ØŒ وبلاگ ايليا ( دستتون درد نكنه كه ما هم ديگه تنبل شديم خووووب )ØŒ وبلاگ ملكوت Ùˆ وبلاگ سينا .
وبلاگ اÙ�سانه ØŒ كه تازه مي نويسه Ùˆ همون شب اتÙ�اق جالبي اÙ�تاد كه من Ùˆ ژيمل خيلي خنديديم ØŒ قضيه از اين قرار بود كه يك ماشيني كنارÙ� خيابون پارك كرده بود Ùˆ چراغ داخل ماشين رو روشن گذاشته بود Ùˆ كسي تويÙ� ماشين نبود ØŒ ما Ú¯Ù�تيم عجب Ø®ÙˆØ´ØØ§Ù„ بودهÙ� چراغÙ� ماشين رو روشن گذاشته Ùˆ رÙ�ته ØŒ يك آن پشت سرم رو نگاه كردم ديدم يكي ايستاده Ùˆ ما رو داره Ú†Ù¾ Ú†Ù¾ نگاه مي كنه ØŒ خلاصه من كه ديگه از خودم وا رÙ�ته بودم ØŒ داشتم از خنده مي مردم Ùˆ اين آقاهه هم داشت ما رو بر Ùˆ بر نگاه مي كرد ديگه ما Ù�رار رو بر قرار ØªØ±Ø¬ÙŠØ Ø¯Ø§Ø¯ÙŠÙ… ØŒ يك پا داشتيم يك پايÙ� ديگه هم قرض كرديم Ùˆ رÙ�تيم سوارÙ� ماشين شديم :)) تا 1 ساعت بعد همين جور داشتيم مي خنديديم . وبلاگ Ù�رشته نجات ØŒ وبلاگ خنيا گر ØŒ وبلاگ ايليا ( دستتون درد نكنه كه ما هم ديگه تنبل شديم خووووب )ØŒ وبلاگ ملكوت Ùˆ وبلاگ سينا .
