Saturday, August 31, 2002

چند شب پيش وبلاگ نويس هاي شيرازي براي دومين بار دور هم جمع شديم و گ�تگو هايي صورت گر�ت ، اين بار چندين ن�ر� ديگه به اين جمع پيوستن :
وبلاگ ا�سانه ، كه تازه مي نويسه و همون شب ات�اق جالبي ا�تاد كه من و ژيمل خيلي خنديديم ، قضيه از اين قرار بود كه يك ماشيني كنار� خيابون پارك كرده بود و چراغ داخل ماشين رو روشن گذاشته بود و كسي توي� ماشين نبود ، ما گ�تيم عجب خوشحال بوده� چراغ� ماشين رو روشن گذاشته و ر�ته ، يك آن پشت سرم رو نگاه كردم ديدم يكي ايستاده و ما رو داره چپ چپ نگاه مي كنه ، خلاصه من كه ديگه از خودم وا ر�ته بودم ، داشتم از خنده مي مردم و اين آقاهه هم داشت ما رو بر و بر نگاه مي كرد ديگه ما �رار رو بر قرار ترجيح داديم ، يك پا داشتيم يك پاي� ديگه هم قرض كرديم و ر�تيم سوار� ماشين شديم :)) تا 1 ساعت بعد همين جور داشتيم مي خنديديم . وبلاگ �رشته نجات ، وبلاگ خنيا گر ، وبلاگ ايليا ( دستتون درد نكنه كه ما هم ديگه تنبل شديم خووووب )، وبلاگ ملكوت و وبلاگ سينا .


Tuesday, August 27, 2002

اذيت و آزار مردم هم چه خو�ه ، خيلي كي� داره ، اينقدر باحال� ، �قط بايد دست بذاري رو دلت و از خنده غش كني ( �قط مواظب باشين نميرين ) :
دم دم هاي صبح موقعي كه هنوز اين خورشيد خجالتي ، دست مامانش رو ول نكرده و پشت سر� خواهر و برادراش قايم شده ، از زور� لجبازي ، مي ايسته تا زمين� بيچاره از رو بره و مشغول� بازي خودش بشه و از بس اذيت ميكنه تشنش مي شه ، ديگه اعصابي براي باباش نمي ذاره و خلاصه همينجوري دور�� باباجونش مي چرخه تا بهش آب بده ، پدر� مهربونش هم چون خيلي بچه داره و سرش شلوغه به داداشش ابر ، مي گه تا براش آب بياره ، اونم نامردي نميكنه و چند تا كيسه پر� آب رو سرش خالي ميكنه ، ط�لي سرما مي خوره و ناگهان تكان� شديدي رو در خودش احساس مي كنه ، بله برادرش زلزله هم اون رو مي خواسته اذيت كنه ، خورشيد خانوم كم كم مي خواست طلوع كنه كه چند ن�ر از بندگون خدا به قصد� ت�ريح به يك محله اي مي رن و از خونه اول تا 20 ، 30 تا خونه ، زنگ در خونه ها رو مي زنن و �رار مي كنن ، همسايه ها يكي يكي بيدار مي شن و خيلي خوشكل چراغ� خونه ها يكي بعد از ديگري روشن ميشه ( بابا دمتون گرم ، كارتون درسته درسته )
ن�ر اول : ببببببببله (موقعي كه مي بينه سر� كار ر�ته ) چي مي خواين از جونمون اين موقع� شبي :(
......: چي شده براي كسي ات�اقي ا�تاده !
........: خدا مرگتون بددههههه
...........: الهي به حق علي ذليل بشين
.......: ( با لهجه محلي ) كي بيد كي بيييييييد!!
.......: (به جاي اينكه بگه كيه ، توي خواب و بيداري ) الووووووووو كجا رو مي خواستين ، چرا حر� نميزني ، مگه لال شدي ، جرات داري �قط يك بار ديگه اينجا زنگ بزن مي �همييييي
........: ( از بس خوابشون سنگين� كسي متوجه زنگ هاي مكرر� اينها نمي شه) خرررر و پو���������������������
........: ( كسي خونه نيست )
........: ( دختري كه توي خونه تنهاست ، مامان و باباش خيلي وقت شناسن ر�تن سر� كار ) ا����������������������������آ�آ�آ�آ�آ�آ�آ ببخشيد مامانم توي حمام� ، وقتي كه اومدن لط�اً تشري� بيارين (دزديده شده از �يلم كاغذ بي خط )
........: ( زنگ خراب بوده )
.........: با چوب مي ذاره دنبالشون ولي دستش بهشون نميرسه (هههههههههههههه )
..........: درد و بلاي آسمون بخوره تو سرتون اننشاا......

خلاصه ميتونيد امتحانش كنيد ، ضرر نداره ، اما ويزيتش با خودتوننننننن :))